کوچه های آبی احساس

...شعر،داستان کوتاه،متن ادبی و

کتاب فتح خون

 

فتح خون

نویسنده : شهید سید مرتضی آوینی

این کتاب شامل ده فصل مقاله پیرامون موضوع تاریخ صدر اسلام و اهل بیت علیه السلام است.

 

بخشی از کتاب : راستی را که تحلیل وقایع تاریخ سخت دشوار است.سرّدشواری کار،در پیچیدگی های روح آدمی است.وقتی که مه در عمق دره ها فرو می نشیند،اگرچه تاریکی 

کامل نیست،اما آفتاب پنهان است و چشم انسان جز پیش پای خویش را نمی بیند.اگر نباشد

اینکه آفریدگار،ما را در کشاکش ابتلائات می آزماید،عاداتمان را متبدّل می سازد و شیاطین

پنهان در زوایای تاریک درون را در پیشگاه عقل رسوا می دارد،چه بسا که در این غفلت

پنهان همه عمر را سر می کردیم و حتی لحظه ای به خود نمی آمدیم.آنچه حُررا در دستگاه

بنی امیه نگه داشته،غفلت است...غفلتی پنهان.هر انسانی را لیله القدری است که در آن ناگزیر

از انتخاب می شود و حُر را نیزشب قدری این چنین پیش آمد...

۲۱ مهر ۹۸ ، ۱۲:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)

نامه ای به گذشته

 

به نام خدا

 

سلام دوست من

 

امیدوارم حال خوبی داشته باشی.قصد دارم کمی از گذشته با تو صحبت کنم.می دانم همیشه 

درخلوت خود خاطرات خوب گذشته را مرور میکنی و به یاد آن همسایه ی مهربان که یادش

همیشه سبز باد اشک درچشمانت جمع می شود.توهیچ وقت خوبی ها را از یاد نمی بری واین

ویژگی مهمی است.و اما روی سخنم با تو این است که به توانایی هایت ایمان داشته باش وهرگز

خودت را با کسی مقایسه نکن.خداوند انسان ها را متفاوت خلق کرده و زیبایی درهمین تفاوتها

نهفته است.خودت را دوست بدار و بدان که موجود ارزشمندی هستی.سعی کن درزندگی هدف

مشخصی داشته باشی وهمان مسیر را طی کنی ومدام از این شاخه به آن شاخه نپری.می دانم

که به هنرهای زیادی علاقه داری و همین موضوع تو را کمی سردرگم کرده است.ببین آیا

توانایی رسیدگی به همه را داری یا خیروآن موقع تصمیم درست را بگیر.از تمام لحظات

زندگی آن طور که مایل هستی لذت ببر.عبادت کن.خواندن قرآن جز برنامه هایت باشد.

مطالعه ی کتاب های مورد علاقه،شعرگفتن،نوشتن داستان کوتاه و...راستی توهیچ وقت

انشایت خوب نبود.خودت هم سخت متعجبی از اینکه چطور شد قلم به دست گرفتی و شروع

به نوشتن کردی.یادت هست آرزو کردی که ای کاش می توانستی احساساتت را در قالب

شعربرصفحه ی کاغذ جاری کنی وهمان هم شد.خدا دردفترجداگانه ای آرزوهای بندگانش

را یادداشت می کند و به زیبایی به آنها پاسخ می دهد.

و کلام آخراینکه هرصبح که از خواب برمی خیزی به خاطر داشته هایت شکرگذارباش.

به آینده فکر کن،ولی نه آن قدر که از زمان حال غافل شوی.ازاشتباهات گذشته پند بگیر.

نگاهت به زندگی و انسان ها همیشه زیبا باشد.حواست باشد که احساساتی بودن بیش از

حد کاری دستت ندهد.مراقب سلامتی ات باش.

 

 

با تشکرازنویسنده ی وبلاگ سکوت که آغازگر این چالش بودند.

۱۸ مهر ۹۸ ، ۱۴:۳۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)

نگاه سرد

 

نگاهت چنان سرد بود که قندیل بستم

 

فاطمه حیدری (رضوان)

۱۶ مهر ۹۸ ، ۰۷:۵۷ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)

زیبایی

 

زیبایی در دل آرزومند،درخشش بیشتری دارد تا در دیده ی بیننده.

 

جبران خلیل جبران

۱۳ مهر ۹۸ ، ۱۳:۰۰ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)

برگ زرد

 

من برگی زردم

 

که در دستان پاییز سرگردانم

 

گاه روی یک نیمکت چوبی ام

 

یا که زیر پای رهگذری

 

خرد می شوم

 

می شکنم

 

عاقبت گوشه ای

 

از این زمین سرد

 

آرام می گیرم

 

فاطمه حیدری (رضوان)

۱۰ مهر ۹۸ ، ۱۵:۵۰ ۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)

کتاب اناربانو و پسرهایش

 

داستان کوتاه انار بانو و پسرهایش

نویسنده : گلی ترقی

ناشر : طاقچه

 

داستان در مورد زنی روستایی به نام انار بانوست که برای دیدن فرزندانش به سوئد می رود و...

 

بخشی از کتاب : می نشینم منتظر.به انار بانو فکر میکنم.با خودم می گویم که رسیده و سرگرم

پخت و پز است.پسرها برایش لباس نو خواهند خرید و به جای آن چارقد بزرگ شق و رق،حریری 

نازک سرش خواهند کرد.می برندش به گردش،به تماشای میدان شهر،به سینما،به لب دریا و باغ وحش.

۰۸ مهر ۹۸ ، ۲۳:۱۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)

غرق رویا

 

چنان غرق رویاهایم شدم که سیل مرا با خود برد

 

فاطمه حیدری (رضوان)

۰۵ مهر ۹۸ ، ۱۰:۲۱ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)

تبسم مهتاب

 

از آسمان شعر تو

به یادگار ستاره ای چیدم

مهتاب تبسمی کرد

جلوه ی دیگری

از شب نمایان شد

 

فاطمه حیدری (رضوان)

۰۳ مهر ۹۸ ، ۲۱:۱۴ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)

تنها شکوفه ی جهان

 

بهار به بهار 

در معبر اردیبهشت

سراغت را از بنفشه های وحشی گرفتم

و میان شکوفه های نارنج

در جستجویت بودم

در پاییز یافتمت

تنها شکوفه ی جهان

که در پاییز روییدی

 

سید علی صالحی

۳۱ شهریور ۹۸ ، ۱۱:۲۱ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)

عشق می بارد

 

از آسمان

باران که نه

عشق می بارد

لحظه هایم آبی ست

 

فاطمه حیدری (رضوان)

۳۰ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۲۶ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه حیدری (رضوان)